تبلیغات
مطالب آموزنده - جوك - اس ام اس - جملات زیبا - iran123jook - چند تا جوك باحال - سری دوم

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

**********************

مطالب آموزنده - جوك - اس ام اس - جملات زیبا - iran123jook
 
مطالب آموزنده - جوك - اس ام اس - جملات زیبا - iran123jook

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 فروردین 1389 توسط iran123jook
به طرف میگن با بالش جمله بساز . میگه :من رفتم جنگل یه کلاغ دیدم و زدم تو بالش .
بهش میگن :منظورمون اون بالشه .
میگه: من رفتم جنگل یه کلاغ دیدم و زدم تو اون بالش .
میگن : نه منظورمون تشک بود .
میگه : من رفتم جنگل یه کلاغ دیدم .تو شک بودم بزنم به این بالش یا اون بالش
—————————————————————
توجاده پلیس جلو یه ماشینو میگیره و میگه چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برندهی 100 هزار تومن شدی حالا میشه بدونم میخای باهاش چی کار کنی؟ مرد میگه:میرم گواهینامه میگیرم زنش سریع میگه :جناب سروان این وقتی اکس میزنه پرت و پلا زیاد میگه بچشوون از اوون پشت میگه بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب میاد :از مرز رد شدیم یا نه؟
———————————————————
یارو داشته ماشینشو میشسته … اول از پلاک شروع میکنه به شستن
یکی میگه بابا جون باید از بالا به پائین بشوری …
یارو میگه : برو بابا … یه دفعه از سقف شستم رسیدم به پلاک دیدم ماشین مال یه نفر دیگه اس
———————————————————
بنده خدا 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،* یک ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میکنه. همون وقت یک بابای دیگه*ای داشته یک پولی مینداخته تو همون صندوق، طرف با حال زار پامیشه، *میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
————————————————————————————–
مرده زنش حامله بوده، نگاه میکنه به شکم زنش، میگه: خانم جان این چیه؟ میگه: بچه ست. میگه: دوستش داری؟ میگه: آره خوب، معلومه. میگه: پس چرا قورتش دادی؟
سربازه سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور که داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه کنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو کشور خودم. سربازه دلش می سوزه، میگه باشه. یکم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یکی دست عراقیه هم کنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم،سربازه هم میگه باشه. بعد یه ترکش دیگه میخوره پای عراقیه هم کنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه سربازه تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فکر نکن من خرم نمیفهمم، کم کم داری فرار میکنی ها!!!
——————————————————————————-
مرده رو داشتن به جرم قتل زنش محاکمه میکردن، دادستان میگه: سنگدل?! تو وقتی داشتی زنت رو میکشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی؟! مرده میگه: نه والله! بس که این زنیکه جیغ و داد میکرد مگه میذاشت ما چیزی بشنویم؟!!
——————————————————
فرمانده به سربازاش می*گه: توی همین خیابون پاسداری بدین. از ساعت 9 شب به بعد هم هر کس رو که دیدید با تیر بزنید چون حکومت نظامیه، فهمیدین؟ همه میگن بله قربان و فرمانده تا میاد بره سوار ماشینش بشه صدای تیر می*شنوه. بر می*گرده و می*بینه یکی از سربازها یک بنده خدایی رو کشته. می*گه: مگه من نگفتم بعد از ساعت 9 تیر اندازی کنین؟ الان که ساعت 6 است. سربازه می*گه: بله قربان ولی این یه آدرسی رو پرسید که تا ساعت 11 شب هم پیداش نمی*کرد.
—————————————————————————————
به یارو میگن قلبت کجاست؟
میگه کجا بهت آدرس دادن؟
—————————————-
به یه روستایی میگن زن ذلیل روتعریف کن : میگه نمیدونم همونی که شهری ها میگن تفاهم
——————————————————-
به طرف می گن با کشور جمله بساز میگه:یک بار اینقدر با کش ور رفتم خورد توی چشمم




طبقه بندی: جوك (())، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
بک لینک طراحی سایت
********************** - - - - - - - - - - - - - - - -
سیستم افزایش بازدید
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -